الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
458
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
اگر گفته شود - ( اعطه ضِعْفَيْ واحدٍ : ( دو برابر واحد و آن يكى را به او ببخش ) يعنى : يك به اضافهء دو برابر كه اقتضاء مقدار سه دارد زيرا واحد با دو واحد ديگر كه با او جمع مىشود نتيجهاش سه واحد است و اين نتيجه در صوتى است كه ضعف آن بر آن اضافه شود امّا اگر اضافه نشود مىگويى ضِعْفَيْنِ - يعنى در حكم دو چيز است كه يكى از آن ، بر ديگرى جمع شده است پس حكم دو « 1 » دارد زيرا يكى از آنها بر ديگرى افزوده شده و از دو واحد بيرون نمىشود بر خلاف آنچه را كه اضافه بر دو - يا - ضعفان - است كه به واحد افزوده شده و سه چيز مىشود ، مانند - ضعفى الواحد . در آيات : ( فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ - 37 / سباء ) ( لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً - 130 / آل عمران ) كه گفته شده تكرار لفظ را براى تأكيد آورده است و لذا گفته شده - بسا كه - مضاعفة - از - ضَعْف - باشد نه از ضِعْف . در آيه زير مقصود و معنى آنچه را كه ضعف مىدانند همان ضعف يا نقص است . مثل : ( وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ - 39 / روم ) و ( يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ - 276 / بقره ) و اين معنى را شاعر گفته است كه مىگويد : ( زيادة شيب و هي نقص زيادتي ( فزونى پيرى همان كم شدن زيادتى من است ) و در آيه : ( فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ - 38 / اعراف ) « 2 » - از خداوند تقاضا مىكنند كه
--> ( 1 ) قبل از اين آيه مىگويد : حقّ خويشاوندان و مسكين و در راه مانده را به پردازيد و بدهيد و اين امر براى كسانى كه ايمان دارند عبرتهاست ، و سپس مىگويد آنچه را كه به ربا مىدهيد تا از اموال مردم افزون بر آن بيابيد بخاطر رضاى خدا مىدهيد آنهاست كه افزون يافتگانند ، قبل و بعد آيهء فوق به خوبى نشان مىداد كه تناسبى ميان پايمال كردن حقوق خويشان و مسكينان و سپس پرداخت نكردن ماليات اسلامى هست كه سرمايههاى رباخواران را به وجود آورده است و آن هم مولود ايمان نداشتن و خوشنودى خدا نطلبيدن و در زمره رستگاران نبودن است . ( 2 ) عذابى بيش از آتش به ايشان برسان ، اين تقاضا در قيامت از سوى دنباله روان و امّتهايى است كه .